بانك مشکلات اجتماعي ايران

تحقيق

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


تحقيق  


عنوان فارسي: الويت بندي آسيبها و مسائل اجتماعي در كشور ايران

عنوان لاتين:

تاريخ ارائه: 1381

محل دستيابي: دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

نوع تحقيق:  

مقالات تحقيق  

موضوعات مرتبط


مجري (مجريان): سيدهادي معتمدي استاديار دكتري تخصصي روانپزشكي , ساير آثار    

مقالات تحقيق:  

كتابهاي تحقيق:  

محل اجرا: -  


کليد واژه:  

چكيده: ضرورت واهداف كشور ما ك داراي ويژگي منحصر به فردي مي باشد به دليل بافت جمعيتي بسيار جواني كهنزديك به 45% جمعيت آنرا جوانان زير 20 سال تشكيل مي دهند(در مقايسه با جمعيت زير 20 سال جهان كه قريب به 36% مي باشد) از يك طرف و از طرف ديگر تحولات اجتماعي سريع در سطح جامعه ، بروز انقلاب ، جنگ تحميلي ، هجوم فرهنگي و علل و عوامل ديگر متاسفانهبطور روز افزون شاهد افزايش آسيب هاي اجتماعي مي باشد. نظر به اينكه در كشورهاي مختلف جهان به علل متفاوت و بعضاً مشابه آسيب هاي اجتماعي ديده مي شود و پيش بيني محققين بر آن بود كه به نتايج مشابهي در برخي امور دست پيدا كنيم . همانگونه كه مي دانيد مسائلي مانند بيكاري ، اعتياد ،طلاق ،همسر آزاري ،كودك آزاري ، خودكشي و دهها عامل ديگر اين روزها جوامع مختلف بشري را در بر گرفته است كه براي مثال مي توان به چند مورد از آن اشاره كرد. بيكاري با بررسي افرادي كه در اثر شرايط نامساعد اقتصادي دچار محكوميت قضايي شده اند و غالب آنها خودشان بطور مستقيم مسئول مشكل خود نبوده اند مشاهده مي كنيم كه عامل اصليبروز مشكلاتشان بيكاري بوده است در واقع جامعه با عدم تامين درآمد متناسب با نيازهاي آنها ،سلامت روحي و رواني در فرد و سلامت رواني - اجتماعي جامعه را به خطر انداخته اند. در بسياري از كشورهاي بيكاري آشكار در مناطق شهري به حدود 25-15 درصد نيرويكار كه اكثريت آن افراد 24-15 ساله مي باشند مي رسد، و در واقع در جهان سوم عمده تمركز بيكاري بر روي جوانان و دانش آموخته هاست كه از يك طرف مي توان آنرا منعكس كننده نرخ بي رويه و سريع رشد جمعيت جوان دانست و از طرفي آنرا مرتبط با بي برنامگي درايجاد تعادل بين دانش آموتگان با فرصتهاي شغلي موجود در بازار كار برآورد كرد .برنامه هاي توسعه اقتصادي (اول - دوم وسوم )نگاهي يكسان به موضوع اشتغال داشته اند بگونه اي كه در برنامه دوم اشتغال نسبت به ساير جنبه ها ضعيف تر است .اميدواريم با توجهبه معضلات و مشكلات ناشي از بيكاري مانند سرقت ،اعتياد به مواد مخدر ، اختلافات خانوادگي ،بيماري هاي رواني ناشي از بيكاري ، مسائل اجتماعي ناشي از آن مانند مهاجرتوامثالهم سوگيري خوب برنامه سوم به مسئله اشتغال در برنامه هاي بعدي نيز ديده شود. اعتياد با نگاهي به كشورهاي منطقه و ساير كشورهاي جهان آمار متفاوتي را بدست مي آوريم .آمار سال 2000 سازمان ملل متحد در منطقه قرقيزستان ، قزاقستان وازبكستان نشان مي دهدكه اين منطقه بين 3555000 تا 432000 مصرف كننده دائمي مواد مخدر وجود دارد كه سهم قزاقستان در اين ميان 186000-165000 نفر مي باشد. ميزان بالاي اعتياد در منطقه قرقيزستان و قزاقستان است به ازاي هر صد نفر جمعيت 1644 تا 2054 نفر و 1110 تا 1251 نفردر قزاقستان معتاد به مواد مخدر وجود دارد. اين ميزان در ازبكستان 580 در ايتاليا 569 و در پاكستان 360 در هر هزار نفر مي باشد در آمارهاي رسمي كشور تاجيكستان نمايانگر آن است كه مصرف مواد از 823 نفر در سال1995 به 624 نفر در سال 2001 رسيده است . در آمريكا تخمين زده شده كه 6/16 ميليون نفر از جمعيت بالاي 12 سال در 2001 به نوعي از مواد مخدر استفاده مي نموده اند(3/7 درصد از كل جمعيت ) در فاصله سالهاي 2000 تا 2001 ميزان مصرف مواد مخدر و الكل در بين پسران بالاي 12سال افزايش پيدا كرده (از 9/8 به 10 درصد) و در بين دختران 12 سال به بالا از 2/4 به 9/4 درصد رسيده است .ميزان مصرف مواد مخدر و الكل يا اعتياد به آنها با وضعيت اشتغال فرد نيز مربوط مي باشد 4/15 درصد از بزرگسالان بالاي 18 سال بيكار در سال 2001، معتاد به الكل يا مواد مخدر بوده و يا سوئ استفاده از مواد دارند در حاليكه 9/7 درصد از بزرگسالاني كه بطور تمام وقت شاغل هستند، در طبقه بندي بالا جاي مي گيرند.دربين جمعيت 8/14 ميليوني بزرگسالان استفاده كننده از مواد مخدر /3/11 ميليون (77 درصد) شاغل بوده اند. اين در حالي است كه ما در ايران آمار درستي در مورد تعداد مبتلايان به اعتياد نداريم در حالي كه اعتياد از طرف صاحبنظران به عنوان دومين الويت آسيبهاي اجتماعي كشورشناخته شده است و اين نكته ضرورت پرداختن به موضوع را پيش از پيش نمايان مي كند. طلاق هر چند كه كشور ما نسبت به ساير كشورهاي جهان از نظر طلاق وضعيت مناسبي دارد اما رشد بيمار گونه آن كه از 74% در سال 1368 به رقمي نزديك به 5/13% در سال 1381 رسيدهاست . موجب افزايش نگراني است و اين در حالي است كه از طرف صاحبنظران نيز طلاق به عنوان الويت چهارم در امر آسيب هاي اجتماعي اعلام شده است . طبق آخرين آمار بالاترين ميزان طلاق مربوط به كشور بلاروس 68% تعداد ازدواجها انجام شده (يعني از هز 100 ازدواج 68 مورد به طلاق منجر شده است) روسيه 65%- سوئد 63%-اوكراين 61%-بلژيك 65%-فنلاند55%-ليتواني 53%-انگلستان 52%-آ  

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.