بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: تحولات اجتماعي و نقش مددكاري اجتماعي

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: مهر 1378


سمينار:  

تحقيق:

  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): علي اسدي مربي كارشناسي ارشد علوم اقتصادي , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 1 

نشريه داخلي: فصلنامه علمي و پژوهشي مددكاري اجتماعي 

نشريه خارجي:

محل دستيابي: دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: يكي از ويژگيهاي تحول انساني بعد از انقلاب صنعتي تكثر و پيچيدگي سازمانها و نهادهااست. با صنعتي شدن جامعه حوزه هاي صنعتي و شهرهاي صنعتي پديد مي آيند و شيوه تازهاي از تقسيم كار شكل مي گيرد كه با شيوه گذشته بسيار متفاوت است . از اين جهت دوركيم (Durkeim)مي گويد: ((جامعه صنعتي بر مبناي تقسيم كار ازگانيك شكل گرفته است در حالي كه جامعه كشاورزيبر مبناي كار مكانيك .)) براي اينكه بهتر به نقش مددكاري به عنوان يكي از شيوه هاي انطباق و سازگاري انسانبا محيط صنعتي و جامعه پي ببريم ،لازم است نخست تفاوتهاي اساسي اين دو جامعه را بشناسيم ،زيرا : نقش اساسي مددكاري اجتماعي حل مشكلات انسانها در رابطه با جامعه پيچيده صنعتي است. جامعه كشاورزي به طور كلي جامعه اي است كه بر محور خانواده شكل گرفته و سازمانها در چنين جامعه اي بسيار ساده و محدودند،محور زندگي خانواده گسترده است و روابط افراددر زمينه كار توليد و آموزش ،پرورش و فرهنگ پذيري در آن شكل مي گيرد و در نتيجه جامع بافت بسيار ساده اي دارد و افراد از ابتدا تا زماني كه زنده هستند در اين بستر گسترده خانواده زندگي مي كنند و خانواده و خويشاوندي به صورت شبكه وسيع ، تمام اين امكانات را براي كار فراهم مي كند.بتدريج كه صنعت توسعه پيدا مي كند،تحول عظيمي در بافت و ساخت جامعه پيدا مي شود به نحوي كه خانواده گسترده بتدريج تجزيه و به خانوادههاي هسته اي تبديل مي شود همراه با آن مقداري از وظايف و كاركردهاي آن به سازمانهاي ديگر واگذار مي شود.مانند مدرسه ،كارخانه ،بيمارستان و ... بتدريج جامعه (Society) جاي اجتماعي (Community) را مي گيرد،يعني روابط عقلاني در كنار روابط عاطفي رشد مي كند و قوانين و مقررات به جاي آداب و رسوم اين روابط را تنظيم مي كند. شرايط ايجاب مي كند كه انسان براي زندگي در چنين جامعه پيچيده اي آماده شود و طبيعي است كه آماده شدن به آساني ميسر نمي شود و در نتيجه عدم انطباق و ناسازگاري با شيوه زندگي نوين پديد مي آيد و حركت از زندگي در (Community) يا اجتماع كوچك و يا محلي كه مانند روستا است به زندگي در (Society) يا جامعه بزرگ و پيچيده با هزاران مشكلمواجه مي شود. تفاوت بين اجتماع و جامعه اساساً بيشتر اين است كه روابط در اجتماع محلي چهره به چهره و بر اساس عاطف و تعلق گروهي شكل گرفته است و در حاليكه جامعه روابط ديگري را طلب مي كند و ديگر چهره به چهره نيست. در واقع انسان در جامعه امروز در سازمانها زندگي مي كند و سازمانهاي پيچيده و تو در تو يعني بيان چيزي كه به آن ((ديوانسالاري )) و ((بوروكراسي )) مي گويند.  

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.