بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: عوامل زمينه ساز تن دادن زنان به روسپيگري

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: 1383


سمينار:  

تحقيق:

  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): شهين عليايي زند دكترا روانشناسي , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه:  

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي:  

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: تاريخچه روسپيگري ،نشانگر اين مهم است كه اگر چه بشر امروزي خود را قافله سالار تمدنهاي بشري مي داند،اما به لحاظ عدم ژرف نگري در روابط انساني ،به ويژه رابطه بين زنو مرد ،با اجداد خود آنچنان فاصله اي ندارد. بررسي عوامل زمينه ساز روسپيگري در بستر تاريخي به خوبي نشان مي دهد كه جز در موارد استثنائي نظير "روسپيگري روحاني ،" طي قرون متمادي چه در غرب و چه در شرق ، چه درزمان باستان و چه در زمان حال ،عواملي كه زنان را به وادي روسپيگري كشانده است ، آنچنان همسان و هم طراز است كه گويي تاريخ ايستاده است و قدمي به جلو برنداتشه است. به عبارتي ديگر مي توان گفت كه لاقل از چهار هزار سال قبل تا كنون ، چه روسپيان درباري كه با مهارتهاي ويژه و قابل تعمق خود ،علاو هبر آنكه در دل شاهان و درباريان جاي گرفته اند ،اخبار سياسي را نيز در گوش آنان زمزمه كرده اند ،و چه روسپيان خياباني كه براي لحظاتي هر چند كوتاه ،مردان خياباني تر از خود را به وجد در آورده اند، از آنچنان پيشينه مشترك و همساني بر خورد دارند كه هر محققي را حيرت زده مي كند. براي مثال ، همجواري تنگناهاي اقتصادي با الگوهاي سرپرستي مخرب ، كه نه نمايشگر چارچوبهاي رفتاري سازنده اي بوده اند،و نه كانوني براي سيراب كردن نياز به عشق و ملاطفت ،در پيشينه اغلب روسپيان ،از آن سوي تاريخ تا كنون به چشم مي خورد.علاوه بر اين،تحريك جنسي زودرس،سايه سنگين خود را بر دوران كودكي اغلب زنان روسپي گسترانده است.به عبارتي ديگر ،"قبح: بسيار از ارزشها در زندگي خانوادگي اغلب اين دختران ،به كرات در هم شكسته و فرو ريخته شده است . اينها همه باعث شده است كه در دوران نوجواني و آغاز جواني يعني درست در زماني كه هويت شغلي و جنسي هر فرد به صورت قابل ملاحظه اي شكل مي گيرد،اين گونه دختران كه بهدلايل ذكر شده اغلب از مهارت هاي لازم جهت كسب درآمد كافي و تعامل اجتماعي سازنده نيز بهره مند نيستند،از اين طريق ،هم امنيت عاطفي و نياز به مهر و محبت را حتي اگر شده براي چند لحظه ،تجربه كنند و هم وسيبه اي براي امرار معاش خود بيابند.و از آن پساست كه جامعه و به ويژه زنان ،به اين دسته از هم جنسان خود پشت مي كنند و با طرد كردن آنها امكان هر گونه تعامل اجتماعي سازنده اي را از انان سلب كرده و يك بار ديگرآنان را وا مي دارند تا به امنيت لحظه اي خود بسنده كنند و تنها با كساني در آميزند كه همانند خود طرد شده اند. در اين مقاله به دست آوردهاي پژوهش انجام شده با 147 زن روسپي در ايران پرداخته ميشود و نتايج ،با يافته هاي تاريخي و پژوهش هاي انجام شده در ساير نقاط دنيا ،مقايسه مي شود.  

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.