بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: ويژگي هاي زمينه اي و خانوادگي دختران فراري در شهر تهران

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: ارديبهشت 1383


سمينار: كنگره سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران _نخستين 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): سيدمحمود ميرزماني بافقي استاديار دكترا روانشناسي باليني , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه:  

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي: دانشگاه شهيد بهشتي پژوهشكده خانواده 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: هدف: هدف از انجام اين پژوهش بررسي ويژگي هاي دختراني است كه به دلايل مختلف خانه و خانواده راترك كرده،و در مراكز وابسته به دولت زندگي مي كنند.به اين منظور 75 نفر از اين دختران كه در زمان انجام پروژه در مراكز اميدوار و ارشاد و اصف زندگي مي كنند.مصاحبه و بررسي شدند.ويژگي هاي زير از ويژگي هاي برجسته اين دختران بودند: 1-ميانگين سن آنها 7/20 سال (5/6-SD)بود. 2-والدين آنها معمولاً از سطح تحصيلات پاييني برخوردار بودند.بطور متوسط تحصيلات پدر آنها در حد راهنمايي و مادر آنها در حد ابتدايي بود. 3-اين دختران معمولاً از خانواده هاي پرجمعيت بودند.ميانگين تعداد خواهران و برادران آنان 5/3 نفر بوده و بطور متوسط منزل آنها داراي 3 اتاق خواب بوده است. 4-تعداد زيادي از اين دختران از نعمت والدين(هر 2 يا حداقل يكي از آنان)محروم بودند.ميانگين سن محروميت از پدر و مادر 12 سال بود. 5-ميانگين سن آنها در اولين فرار از خانه 15 سال بود. 6-ميانگين ضريب هوشي اين دختران حدود 88 بود. 7-14 نفر(7/18%)از آنها با پدر خود و 7 نفر(3/9%)از آنها با برادر خود درگيري داشتند. 8-63 نفر (84%)از آنها هرگز از مراكز نگهداري فرار نكرده اند.در حالي كه 75% از آنها حداقل يكبار از خانه فرار كرده اند. 9-35 نفر(50%)از آنها از شهرستان ها به تهران مهاجرت كرده اند(و البته بسياري از آنها در مورد اين كه آيا به تهران مهاجرت كرده اند يانه هيچ گونه اطلاعاتي نداده اند).20 نفر از همين تعداد مهاجر به تهران،بدون خانواده به تهران مهاجرت كرده اند.به عبارت ديگر تهران پذيراي دختران فراري از شهرستان نيز هست. 10-17 نفر (7/22%)از دختران فراري اظهار كرده اند والدينشان به دلايل مختلف از همجدا شده اند.و 16 نفر (25%)از آنهايي كه والدينشان با هم زندگي مي كنند،اظهار كردهاند آنها با هم رابطه بدي دارند. تجزيه و تحليل از اطلاعات بدست آمده همچنان ادامه دارد كه در گزارش نهايي ارائه خواهد شد.ولي آنچه تا اين مرحله مي توان استنباط نمود ضرورت بازنگري به روابط درون خانواده و تجديد ساختار خانه و خانواده است.  

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.