بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: تاثير فرايند مشاره گروهي با مردان خشونت گرا در خانواده (كاربرد مدل دولوث)

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: ارديبهشت 1383


سمينار: كنگره سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران _نخستين 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): ايران مهديزادگان , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه:  

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي: دانشگاه شهيد بهشتي پژوهشكده خانواده 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: اهداف كلي پژوهش: 1-بررسي و شناسايي اشكال عمده بدرفتاري و خشونت در خانواده،2-آگاه سازي همسران نسبت به انواع بدرفتاري و خشونت در خانواده،3-فراينده مشاوره گروهي با مردان خشونت گراو بدرفتاري در خانواده،4-تغيير،اصلاح و بازسازي رفتارهاي آسيب زا در خانواده با تاكيد بر آموزش و مسئوليت پذيري با استفاده از "مدل دولوث". روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع تجربي بوده كه به مدت 2 سال در كلينيك هاي مشاوره خانواده انجامگرفته است. از تعداد 100 زوج كه بطور جدي درگير انواع خشونت و بدرفتاري جسمي و روانشناختي بودند بنابر ضرورت و نوع خشونت 3 گروه 10 نفري براي مشاوره گروهي انتخاب شدند.دامنه سني آزمودني ها از 18 تا 52 سال و مدت ازدواج از 4 تا 21 سال بود.در مشاوره گروهي انتخاب شدند.در مشاوره گروهي با مرداني كه به شدت درگير انواع خشونت نسبت به همسران خود بودند از روش Duluth Model،كه روشي شناختي-رفتاري است و تاكيدش بر تغيير نگرش افراد خشونت گرا است،استفاده شد. اين مدل كه مربوط به پروژه مداخله و آزار و خشونت هاي خانوادگي است.در دو چرخه دوقسمتي بكار گرفته شد. الف)كاربرد چرخه "قدرت و كنترل"،آزار و خشونت را به هشت گروه تقسيم مي كند كه عبارتند از :فشار و تهديد،ارعاب سوئ استفاده اقتصادي،تبعيض جنسي،انزوا،استفاده از كودكان،كمينه سازي،انكار و سرزنش. ب)كاربرد چرخه "احترام و مسئولت پذيري"عبارتند از:همكاري و حسن ارتباط،رفتارهاي غير خشونت آميز،مشاركت اقتصادي،احترام ،مسئوليت پذيري ،حمايت و اطمينان،تربيت صحيح فرزندان،اعتماد متقابل. در اين روش كه به مدت 12 هفته بر 3 گروه از مردان خشونت گرا انجام گرفته،همه رفتارهاي واقعي به چالش گرفته شد. نتايج: مدل دولوص Duluth model كه در مشاوره گروهي با مردان خشونت گرا و زورگو بكار گرفتهشد،رويكردي است كه همه الگوهاي رفتاري افراد خشونت گرا در آن به چالش گرفته مي شود. تجربه هاي كلينيكي نشان داد كه اولاً مردان خشونت گرا و زورگو از بدرفتاري و خشونتمفهوم درستي نداشتند و بسياري از رفتارهاي آسيب زا را با الهام از مزيت مرد محورانه و سلطه جويانه در خانواده تلقي مي كردند.ثانياً همسران آنان نيز از طفوليت تا ازدواج،نوعي يا تركيبي از انواع خشونت را تجربه كرده بودند.همچنين فرزندان آنها نيز بهتناوب شاهد انواع خشونت در خانواده و نيز درگير برخي از اختلالات بويژه افت تحصيليبودند. نتايج آماري و نيز مصاحبه با افراد قرباني،از طريق چك ليست ها 58% كاهش انواع خشونت را نشان داد.گرچه اين كاهش در مورد خشونت جسمي بيشتر بوده است.اين كاهش در مورد فرزندان بيشتر ملاحظه شد(63%).همچينين تعداد 16 تن از مردان به دليل مشكلات شديد روانشناختي براي دارو درماني ارجاع داده شدند.كاربرد طرح"دولوث"نشان مي دهد كه نه تنهااين چرخه سبب توقف رفتارهاي خشونت آميز بوده است،بلكه موجب رفتارهاي نامطلوب و مثبت در فرد خشونت گرا و آزارنده ونيز حمايت از قربانيان خشونت مي شود. بحث: بدرفتاري و خشونت در خانواده پديده تازه اي نيست و متاسفانه به دليل اين كه خشونتدر حريم خصوصي خانه صورت مي گيرد ،ابعاد پيچيده و فراگير آن روشن نيست.بخصوص در جامعه ما آمار دقيق در دسترس نيست و متاسفانه خشونت به صورت جرمي پنهان ،نهاد خانوادهرا دچار آشفتگي و تزلزل كرده است كه پيامدهاي زيانبار آن صدمات جبران ناپذير بر روان هاي آسيب پذير فرزندان بوجود آورده است. تجربه هاي باليني نشان مي دهد كه مشكل خشونت در خانواده به صورت تسلسلي نسل هاي بعدي را نيز گرفتار خواهد كرد.لذا براي برخورد و مداخله در خشونت خانوادگي نيازمند برنامه اي اصولي و كاربردي هستيم و در اين راستا به چالشي همه جانبه نياز داريم كه علاوه بر خدمات مشاوره اي و آموزشي پي گير،بايد حمايت هاي اجتماعي ،قانوني و حقوقي ازفرد يا افراد قرباني فراهم شود. از آن جائي كه زنان در جامعه ما قربانيان اصلي خشونت در خانواده هستند بايد بتوانند در مواقع اضطراري به محيط هاي امن دسترسي داشته باشند و از نظام حقوقي بر حقو كهبه سود خانواده و امنيت اجتماعي و عموم است،بهره مند شوند. كاربرد"مدل دولوث"كه براي مداخله در آزار و خشونت خانوادگي در دولوث مينه سوتاي آمريكا ابداع شده است برنامه هائي براي تغيير و اصلاح رفتار افراد خشونت گرا كه مرتكبخشونت هاي خانوادگي هستند بكار مي رود.در فرايند مشاوره علاوه بر تاكيد بر مسئوليتپذيري تقدم و ضرورت مداخله اوليه حفظ و حمايت قربانيان از صدمات و اسيب هاي بعدي نيز مي باشد. اين روش كه در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفت،روش شناختي -رفتاري است كه پس ازبررسي زندگي فرد قرباني و فرد خشونت گرا بر تغيير نگرش افراد نيز تاكيد دارد.  

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.