بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: تاثير عوامل شخصيتي بر گرايش جوانان به اعتياد

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: تير 1380


سمينار: بررسي علل فرهنگي و اجتماعي گرايش جوانان به مواد مخدر 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): مينو طباطبائي دكترا علوم تربيتي , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي:  

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: در يك نگاه كلي معتاد معلول نارسائيها و نقايصي است كه در مسير زندگي او ، از جملهنقص تربيت ، مشكلات محيط، خانواده و ... وجود داشته است، اما بعضي از عوامل شخصيتيخاص هم در بروز اين معضل ، خصوصاً در مورد جوانان بي تاثير نيستند. در اينجا وقتي صحبت از شخصيت مي كنيم، منظور مجموعه سازمان يافته اي از خصوصيات نسبتاً مداوم و ثابتي است كه در مجموع فردي را از افراد ديگر متمايز مي كند. در يك نگاه كلي تحقيقات انجام شده بيانگر اين امر است كه افراد معتاد داراي ويژگيهاي شخصيتي ويژه اي هستند كه آنها را از افراد عادي جامعه جدا مي كند. حال سئوال اين است كه كليه خصوصيات شخصيتي- رواني معتادان، صرفاً ناشي از مصرف مداوم و مكرر مواد مخدر يا تركيبات اعتياد آور مي باشد يا آن كه فرد معتاد قبل از اعتياد هم داراي ويژگيهايي بوده كه به علت اعتياد به گونه اي تشديد شده اند؟ در جواب اين سئوال مي توان گفت كه تحقيقات انجام شده و تجارب و شواهد عيني نشانگرآن است كه اكثر معتادان قبل از اعتياد داراي نارسائيهاي شخصيتي- رواني زيادي بوده اند كه بعد از اعتياد به صورت مخرب تر ظاهر شده است. اين نكته در جريان اعتياد و چگونگي باز پروري معتادان از اهميت ويژه اي برخوردار است. اصولاً بعضي عوامل تاثير گذار بر شخصيت افراد خصوصاً جوانان مي تواند آنها را در مسير اعتياد قرار دهد. از اين نظر نقش خانواده از اهميت ويژه اي برخوردار است، زيرااعتياد امري اكتسابي است و از يادگيري سرچشمه مي گيرد و خانواده مي تواند به عنوانمهمترين كانون تعليم اعتياد درآيد. براي مثال ناپختگي و عدم توانايي والدين در ايجاد روابطي سالم كه فرزندان بتوانند احساس امنيت كرده و مشكلات خويش را صادقانه با آنان در ميان گذارند را مي توان بعنوان الگويي نامطلوب كه زمينه گرايش جوانان به اعتياد را فراهم مي آورد نام برد. وجود رفتارهاي اجتماع ستيزانه از جمله عوامل ديگري است كه باعث ايجاد زمينه هاي ناسالم رواني و نتيجتاً احتمال گرايش به اعتياد مي باشد. بي بند و باري و لاابالي بودن والدين و بي اعتنايي آنان به سرنوشت فرزندان از جملهعوامل ديگر است چرا كه كمبود محبت در جوانان باعث ايجاد عقده هاي رواني شده و زمينه گرايش جوانان به اعتياد را فراهم مي آورد. اعتياد والدين از جمله عوامل تاثير گذار بر جوانان است، زيرا اعتياد پدر يا مادر،اين تصور را در اولاد آنها بوجود مي آورد كه اعتياد يك عمل معمولي و از خصوصيات افراد كامل و بزرگسال است و از طرف ديگر با در دسترس بودن مواد مخدر در خانواده و آشنايي به نحوه استعمال آن توسط پدر و مادر ، زمينه گرايش جوانان به مواد مخدر سهل تر مي شود. بايد توجه داشت همانگونه كه فقر و تنگدستي در خانواده ها از جمله عوامل موثر در گرايش به اعتياد است، ثروت و اموال بادآورده در طبقات مرفه نيز، ممكن است زمينه هاي اين معضل را فراهم آورد. در كنار هوامل فوق، عدم توجه والدين نسبت به رشد رواني و رفع نيازهاي رواني ور فعنيازهاي طبيعي فرزندان و اختلالاتي مانند عدم توانايي در بيان مشكل، نارسائيهاي احساسي- عاطفي ، عدم توانايي در ايجاد روابط سالم و سازنده با ديگران احساس انزوا و جدايي، پائين بودن آستانه عمل در برابر محروميت ها و احساس اضطراب از جمله ويژگيهاي جوانان است كه در صورت عدم توجه والدين به اين امور مي تواند زمينه گرايش آنها را بهاعتياد فراهم آورد. مجموع مطالب فوق الذكر نشان مي دهد كه زمينه هاي شخصيتي، تربيتي و رواني افراد معتاد قبل از آنكه به اعتياد كشيده شوند به گونه اي با ديگر افراد متعارف و معمول جامعه اختلاف داشته و اين افراد چه در خانواده و چه خارج از آن ، با يك سري از محدوديتهاي رواني- جسماني روبرو بوده اند. اما اعتياد نيز يكسري ويژگيهاي شخصيتي ديگر به اين افراد مي دهد كه قابل بررسي ميباشند. بطور خلاصه اكثر معتادين داراي خصيصه هاي پسيكوپاتيك، نوردتيك و سوسيوپاتيك، افسردگي ، تنش ، دروغگويي ، احساس بي كفايتي و اشكال در تشكيل روابط اجتماعي گرم و طولاني مي باشند. با بررسي مطالعات انجام يافته به طور كلي مي توان استنباط كرد كه جوانان معتاد قبلاز اعتياد نيز يك سري از مسائل و مشكلات در زمينه هاي شخصيتي، تربيتي و رواني به گونه اي بالاتر از حد معمول جامعه و همراه با برخي از محروميت هاي رواني مواجه بودهاند و مسئله اعتياد نيز به گونه اي اين ويژگيها را تشديد كرده است. در واقع مي توانگفت كه رابطه بين شخصيت و اعتياد، رابطه اي متقابل است. يعي فرد به علت وضع خاص شخصيتي و نيازها و شكست ها ، ناتواني در برخورد با مسائل و ناكامي هاي زندگي، عدم ثبات عاطفي و از همه مهمتر وابستگي هيجاني به اعتياد روي مي آورد و اعتياد نيز به نوبهخود موجب مي شود كه شخص انسجام رواني و هيجاني خود را از دست بدهد. بدين ترتيب بين اعتي 

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.