بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: انگيزه هاي شروع مصرف مواد مخدر

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: تير 1380


سمينار: بررسي علل فرهنگي و اجتماعي گرايش جوانان به مواد مخدر 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): محمدرضا سرگلزايي دكترا روانشناسي , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي:  

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: 1- افزايش توانايي جسمي : بدليل اثرات ذهني نئشه آور مصرف مواد باعث كاهش خستگي واحساس افزايش توانايي جسمي مي شود غافل از آنكه، مصرف مواد باعث از دست رفتن نتيجه اقتصادي كار آنها و حالت خستگي و رخوت و افسردگي مي شود. 2- افزايش توانايي جنسي : مصرف اوپيوئيدها در ابتداي مصرف باعث تاخير انزال و طولاني شدن زمان مقاربت مي شود كه از نظر افرادي كه از روابط جنسي سالم بي اطلاعند مطلوب تلقي مي شود و با مصرف ترياك از روابط جنسي خود رضايت پيدا مي كنند غافل از آنكه اين سوء مصرف به زمانهاي ديگر نيز سرايت نموده و وابستگي بهاوپيوئيد پيش مي آيد كه مصرف مداوم آن به كاهش ميل جنسي و ناتوانايي جنسي مي انجامد. 3- اختلالات روانپزشكي درمان نشده : بيماريهاي روانپزشكي شيوع زيادي دارد و 25% جمعيت درهر مقطع زماني نياز به درمان روانپزشكي دارند اما به دلايل متعدد اين افراد درمان صحيحي دريافت نمي كنند و اقدام به سوء مصرف مواد مخدر مي كنند. برخي از اين اختلالات عبارتند از : اختلالات خلقي- اختلالات سايكوتيك - اختلالات اضطرابي - شبه جسمي- شخصيت- عملكرد جنسي- خواب و اختلالات كودكي و نوجواني. براي مثال بيماري ماني ملال انگيز كه با تشخيص نادرست افسردگي ناميده شده و داروهاي ضد افسردگي تجويز مي شود اما نه تنها باعث بهبود بيمار نشده بلكه حال او وخيم مي شود و از درمان نااميد مي گردد و به مصرف اوپيوئيدها دست مي زند كه علائم بيماري كاهش مي يابد و وابستگي به اين مواد را ايجاد مي كند. 4- دردهاي جسمي مزمن : بيماريهاي طبي درمان نشده كه با دردهاي مزمن تظاهر مي كننددرايجاد موثرند و عدم درمان مناسب آنها باعث مستعد شدن پذيرش مصرف مواد مخدر مي گردد. مشكل بودن درمان بيماري، در دسترس نبودن درمان طبي مناسب و سهل الوصول بودن موادمخدر باعث وابستگي به مواد مخدر مي شود و پس از ترك نيز چون دردهاي پنهان آشكار ميشود ممكنست باعث عود كردن آن شود. 5- همانند سازي با بزرگترها : درخانواده هايي كه يكي از والدين وابسته به مواد باشد اين كار بعنوان يك رفتار آموخته شده روشي براي مقابله با استرس، سبك از زندگي و ... در فرزندان ديده مي شود و گاه ممكن است اين سوء مصرف نشانه بزرگي و عضويت در گروه بزرگسالان به حساب آيد. اين جوانان براي كسب يك هويت بالغانه شروع به مصرف مي كنند بايد در بحرانهاي نوجواني، با غلبه بر سردرگمي نقش و ايجاد هويت و ايجاد محيطي باغنا و حمايت كافي جوانان اين مرحله را به سلامتي طي نمايند. 6- دسترسي به پول هنگفت : براي كسي كه راههاي عاقلانه خرج كردن آنرا نميداند. دسترسي به پول زياد و تجربه نمودن لذتهاي متفاوت باعث گرايش به مصرف مواد و تجربه كردنلذت ناشي از آن مي شود. اين افراد راه ديگري براي مصرف پول بادآورده خود ندراند و براي افراد سودجو طعمه مناسبي مي باشند. 7- تصورات نادرست درباره مصرف مواد مخدر : " تفريحي بودن مصرف مواد و ترك آن در هرزمان كه اراده نمايند، بدون آنكه معتاد شوند" ، از جمه تصورات نادرست درباره مصرفمواد مخدر است. هر فردي با مصرف مواد چه با دوزبالا و چه دوزكم معتاد محسوب مي شوداما گاهي فرد بدليل آنكه نمي خواهد او را معتاد بدانند مي گويد كه تفريحي و تفنني مصرف مي كند و هر وقت اراده كند ترك مي نمايد. اين تصورات كاملاً واهي و نادرست ميباشد. 8- ايجاد احساسات ويژه مواد مخدر : باعث تغيير در وضعيت هوشياري فرد مي شودو اين تغيير در سطح هوشياري، ادراك، تفكرگاهي به عنوان احساسات متعالي تفسير مي شود. با اين تفسير افراد طالب اين احساسات اقدام به مصرف مواد مي نمايند. احساس نئشه، خودبزرگ بيني، خوش بيني كاذب، سرخوشي، توهم زايي بينايي ولمسي، جذاب شدن رنگها، احساس شناوري از جمله اين احساسات است. حتي گاهش انتظارات فرد در حين مصرف مواد در نوع تجربه آنها اثر مي گذارد. كاملاً واضح است كه تجارب حاصلاز مصرف، نشانه تغييرات بيمار گونه در مكانيزمهاي عصبي هستند اما آموزشهاي نادرستو سودجويانه باعث مي شود كه اين تغييرات بيمارگونه احساسات متعالي تلقي شود. 9- عضويت در يك خرده فرهنگ براي كسب حمايت : معتادان داراي يك خرده فرهنگ خاص هستند. ارتباط و داد و ستد و ملاقاتها و حالات نئشه و استفاده از سرنگ مشترك و گاهي شبكه اي از حمايت عاطفي، اگر چه حمايت واقعي را فراهم نكرده اما فرضي نادرست را در اعضاء القا مي كند كه نوعي رابطه عاطفي و دوستانه در جريان است و اين رابطه معتادگونهجايگزين حمايتهاي واقعي زندگي مي شود. 10- روشهاي مقابله با استرس پخته : همه ما روزانه با استرسهاي مختلف مواجهيم و دربرخورد با آنها از روشهاي آگاهانه (استراتژيهاي مقابله اي ) و گاهي ناخودآگاه (مكانيزمهاي دفاعي) استفاده مي كنيم و گاهي مقابله فرد با استرس روش پخته و باليده است كه اين فرد در برخورد با مشكلات از روشهايي اس 

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.