بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: درباره روشهاي تعريف و سنجش فقر

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: تير 1382


سمينار:  

تحقيق:

  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): ناصر موفقيان , ساير آثار  

شماره صفحه: 343 

شماره نشريه: 13 

نشريه داخلي: تامين اجتماعي 

نشريه خارجي:

محل دستيابي:  

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: در سالهاي آغزين قرن بيست و يكم ميلادي سازمانهاي مختلف بين المللي ، و از جمله سازمان ملل متحد ،اعلام كردند كه در سطح اين كره خاكي ،بويژه در كشورهاي موسوم به توسعه نيافته يا در حال رشد ،بيش از يك ميليارد نفر از آدميان در ((فقر شديد))بسر مي برند و اين رقم در طول دو دهه گذشته تحول محسوسي نداشته است. در همين زمينه ،رهبران كشورهاي جهان به مناسبت همايش بزرگي كه با عنوان ((توسعه اجتماعي)) برگزار كردند(1995) با حسن نيت هر چه تمامتر پذيرفتند كه ((تلاش وقفه ناپذير براي رهانيدن مردان و زنان و كودكان از زندگي حقارت آميز و غير انساني در فقر سياه))بايد به صورت نوعي اولويت بين نهايت فقير به نصف تعداد كنوني،در سال 2015 ميلادي... اين مقاله پس از ذكر مقدمه محورهاي زير را مورد بررسي قرار داده است. - فقر مطلق يا فقر نسبي؟ - مسئله ((نيازهاي فيزيولوژيكي پايه)) - حداقل هاي بحث بر انگيز - ابهامات سنجش هاي پولي فقر -استاندارد نيازهاي فيزيولوژيكي پايه و در خاتمه آمده است : با توجه به مجموع نكاتي كه تا اينجا به آنها اشاره كرديم و بدون نفي انواع روشهاييكه تاكنون در سرتاسر جهان براي تعريف فقر و تعيين خط فقرهاي گوناگون به عمل آمده است،چنين به نظر مي رسد كه شايد مفيدتر باشد به جاي حركت از مقولات نظري(تعريفهاي گوناگون براي فقر،محروميت،آسيب پذيري) و از انواع محاسبات كلان براي سنجش فقر(شاخصهايدرآمد،هزينه،و مقايسه هاي تطبيقي و رده بندي هاي اغلب دلبخواه و كاملاً متنع و متفاوت بر حسب كشور،منطقه و حتي شرايط جغرافيايي)حركت هاي پژوهشي درباره فقر را نه ازخانوار،خانواده ،جنسيت،يا حتي((فرد انساني )) به عنوان عضوي از يك جامعه معين،بلكهاز فرد انساني بعنوان موجودي طبيعي آغاز كنيم- موجودي طبيعي كه براي بقا و حفظ و ترميم موجوديت طبيعي و سالم و كارآمد خويش نياز به حداقلي از فراورده هاي مادي و غيرمادي دارد كه بدون آنها ويژگيهاي خود را به عنوان موجودي زنده و فعال از دست خواهدداد. اين ((حداقل فراورده هاي مادي و غير مادي)) بدون ترديد براي تمام موجودات انساني،از هر رنگ و نژاد و فرهنگ و سرزميني كه باشند ( با اندك تفاوتهايي) يكسان خواهد بود،و به همين دليل محروميت از آن مي توان ((فقر مطلق)) به معناي ((محروميت كامل)) دانست،و ((مصرف استاندارد)) يا ((نيازهاي مصرفي پايه)) را بر همين اساس مشخص ساخت و مبناي محاسبه هاي سنجش گرانه قرار داد.اين پيشنهاد به طور حتم چيز نوظهور و بي سابقهاي نيست،بلكه تائيدي عمل گرايانه بر همان تعريفي است كه در سال 1995 از سوي كارشناسان بانك جهاني با عنوان ((استاندارد نيازهاي مصرفي پايه)) يا به صورت مشخص تر ((حداقل مصرف استاندارد براي برآوردن نيازهاي فيزيولوژيكي )) ارائه شد،ولي چنان كه بايدوشايد مورد توجه دست اندركاران قرار نگرفت. تجربيات و سنجشها و تعاريف گوناگوني كه ،بويژه طي دهه گذشته، در زمينه فقرزدايي ومبارزه با محروميت و آسيب پذيري به عمل آمده است،چنان كه در بالا گفته شد در عمل نهبه اجماع جهاني منجر شده است و نه به راه و روشهاي كارآمد و موثري براي مبارزه جديبا فقر. ((نيازهاي فيزيولوژيكي )) آدميان،بعنوان موجوداتي طبيعي،در زمينه هايي چون پزشكي،داروسازي،بهداشت و درمان و حتي روانشناسي باليني با اجماع جهاني مواجه شده است .چرادر مورد فقرزدايي و مبارزه با محروميت و آسيب پذيري چنين نباشد؟ 

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.