بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: نقد روش در پديده شناسي فقر

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: 1379


سمينار: فقر در ايران 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): فريبرز رئيس دانا دكترا علوم اقتصادي , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي: كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه: پديده شناسي فقر,نيازهاي اساسي,فقر مطلق,فقر نسبي 

چكيده: وقتي شناخت علتهاي واقعي پديد آمدن فقر در لفافه هايي از تبليغات ايدئولوژيك و وجدان كاذب و پيچيده پنهان مي شود ارائه شيوه هايي چنان اساسي و مهم كه دست كم بتواند آن را مهار كند و يا به حداقل برساند به مراتب دشوارتر مي گردد. فقر عبارت است از نارسايي در تامين نيازهاي اساسي و اين نيازها عبارتند از خوراك،مسكن، معيشت خانواده، امكان زاد و ولد و ... مي توان گفت نيازها از حداقل براي زنده ماندن، شروع مي شود و تا متوسط سطح زندگي بالا مي آيد اما تقريباُ در روشهاي شناخته شده براي توصيف چهره فقر، نيازهاي بالاتراز متوسط سطح زندگي را به مثابه شاخصهاي فقر به حساب نمي آورند. از طرف ديگر تعريفماركس بر آن است كه فقر از چگونگي مناسبات اجتماعي توليد ناشي مي شود. از يك سو دستمزدها و سطح مصرف رادر برابر سود و انباشت سرمايه پايين نگه ميدارد و از طرف ديگر بر شمار بيكاران مي افزايد . ماركس بيشتر به فقر كارگراني مي پردازد كه نظام سرمايهداري، آنان رادر سطوح پايين و با اختلاف درآمد بسيار بالا قرار مي دهد و سپس از صحنه توليد دفع مي كند. وقتي شدت كار بالا مي رود فن شناسي شتاب مي گيرد و ارزشي كه نيروي كار انساني ايجاد مي كند افزايش مي يابد حتي اين واقعيت دارد كه حقوق ها و دستمزدهاي واقعي زياد مي شوند پس در واقع فقر مطلق بالا نمي رود بلكه اين فقر نسبي استكه زياد مي شود. پس اين فقر نسبي است كه به طور عمده بيانگر چهره اساسي نظام سرمايهداري پيشرفته است. اندازه گيري فقر با تعريف فقر ارتباط دارد وقتي از فقر نسبي صحبت مي كنيم بايد سهم فقيران را در توليد ملي يا در مصرف كل با سهم ديگران مقايسه كنيم و البته نتيجه را درطول زمان نيز بسنجيم. و وقتي از سطح معيشت صحبت مي كنيم بايدبه مقايسه زماني آن توجه داشته باشيم در اين صورت بايد مواد خوراكي و ساير كالاها را كه براي معيشت ضروري مي دانيم اندازه گيري كنيم و ببينيم چه شمار و چه سهمي از جامعه كمتر از اين سبد دريافتي دارند. و اين شمار و سهم در طول زمان چگونه تغيير مي كند فقر پديده اي است اقتصادي و مرتبط با مناسبات توليد كه نحوه استفاده از نيروي كار، توزيع درآمد و ساختار قدرت مادي را مشخص مي كند و به طور كلي فقر با چگونگي توزيع درآمد مشخص مي شود. اما اين چگونگي توزيع درآمد خود با شكل توليد و تقسيم كار و تسلط بر سرمايه هاي توليدي چهره خود را مي يابد. همچنين براي بررسي پديده فقر، بررسيپويش تاريخي آن نيز ضرورت دارد. شكل فقر و جنبه هاي اجتماعي و فرهنگي آن در طول زمان تغيير مي كنند به اين ترتيب لازم است در تدوين شاخص هاي شناسايي فقر حتماً در كنار توزيع درآمد در ميان عناصر اصلي اقتصاد و توزيع كاركردي به تحول زماني آن ، هم از حيث كمي و هم از حيث ارتباط هاي اجتماعي توجه كرد در عين حال هيچ شناختي از فقر نمي تواند بهتر از وقتي كه بر پايه روابط ساختار اقتصاد سياسي كشور تعريف مي شود، ما را به درمان جويي رهنمود كند.در مجموع روش پيشنهادي نگارنده براي شناخت فقر و عوامل پديدآورنده آن (پس از تحليلريشه هاي فقر در پرتو نظريه هاي اقتصادي ) روش سيستمي است كه نخست در ارتباط با ساختارهاي اقتصادي سياسي و نحوه توليد و توزيع، فقر را ارزيابي مي كند سپس به جنبه هاينهادگرايانه آن ،يعني ارتباط فقر با عوامل فرهنگي و اجتماعي و اقليمي و سياسي ويژهمي پردازد. اين مقاله همراه با نمودار ارائه گرديده است.  

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.