بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: پديده سرقت و عوامل اجتماعي مرتبط با آن استان كردستان 77-1376

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: خرداد 1381


سمينار: همايش آسيبهاي اجتماعي در ايران -اولين 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): احسان هوشمند , ساير آثار   ناهيد كوه شكاف , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي: كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: در ميان جرايم مختلف سرقت پديده اي است كه همزمان بر هم زننده امنيت مالي و جاني((ديگري)) مي باشد.به عبارت ديگر فرد سارق با ارتكاب عمل سرقت سعي در بهبود وضعيت فعليخود از طريق تجاوز به مل ديگري مي نمايد،احساس تعهد نسبت به اموال و جان از سوي افراد جامعه،ضمن آنكه تا حد زيادي انگيزه افراد را براي تلاش و كسب دارايي و ثروت ازطريق تجاوز به مال ديگري مي نمايد،احساس تهديد نسبت به اموال و جان از سوي افراد جامعه ،ضمن آنكه تا حد زيادي انگيزه افراد را براي تلاش و كسب دارايي و ثروت از طريقمشروع تضعيف مي نمايد،مي تواند تسهيل كننده هرج و مرج در مناسبات و روابط اجتماعي وبه دنبال آن تزلزل در بنيانهاي نظم عمومي و تقويتي ساماني اجتماعي باشد.رفع نيازهاي فردي و جمعي به هر شيوه ممكن از طريق تجاوز به اموال غير،و همچنين انتخاب((الگويسرقت)) به عنوان شيوه اي براي امرار معاش و كسب مال و ثروت و انباشت داريي در كنارپيامدها بر شمرده شده ،زمينه را براي تقويت خرده فرهنگهاي بزهكار و در نتيجه ظهور وشيوع ساير جرايم اجتماعي همواره مي سازد.در مجموع شناخت عوامل اجتماعي مرتبط با پديده سرقت در استان كردستان هدف اصلي اين مطالعه بوده است. بررسي و پژوهش درباره عمل مجرمانه به وسيله روشهاي علمي و قابل اتكائ اگر چه ريشهدر گذشته دارد،اما از نيمه دوم قرن حاضر گسترده تر و عميق تر شده است.تئوريهاي مربوط به چگونگي تبيين عمل مجرمانه عمدتاً در حوزه هاي زيست شناسي،روان شناسي و نيز جامعه شناسي قرار دارند.در اين مطالعه از نظرات افرادي چون((بروكا،سزارلامبروزو،ويليامشلدون،برمن،دوركيم،مرتن،ساترلند،ميشل بست و ورث)) استفاده شده است.تئوري هاي مختلف،هر يك از منظري خاص به بررسي اجتماعي پرداخته و به نتايج خاص حاصل از نگرش خود رسيده اند.در اين بررسي سرقت به عنوان يك پديده اجتماعي مورد توجه قرار گرفته است.ظهور يك سارق،در اين تحليل ،ما حصل فعل و انفعالات درون شبكه اي از روابط اجتماعي استكه در سطوح تحليلي كلان و خرد شرايطي را فراهم مي آورند كه كاركرد و بازده آن پديدهسرقت است.حال پرسش اساسي اين است كه چرا در كنار روند جامعه پذيري افراد جامعه و پذيرش الگوي رفتاري جامعه يعني هنجارها توسط افراد و به واسطه آموزشهاي جامعوي الگوهاي تربيتي خانواده و مدرسه و گروههاي دوستان و... كه به صورت طبيعي و معمولي نافي هنجار شكني و خصوصاً پذيرش اصل مالكيت و نفي كننده هر نوع تصاحب مال ديگري به طرق غير مشروع(سرقت)مي باشد،بخشي از افراد جامعه هنجار شكنانه مبادرت به سرقت و ربودن مالغير مي نمايند؟آيا سارقين مورد بررسي در گروه معيني به لحاظ سني قرار دارند؟آيامحلزندگي (شهر و روستا)سابقه مهاجرت ،وضعيت تحصيلات،وضعيت زناشويي،سابقه ازدواج مجدددر خانواده،مي تواند بر ارتكاب سرقت موثر واقع شوند؟آيا سابقه مجرمانه در ميان خانواده سارقين وجود داشته است؟ جامعه آماري سارقان زنداني استان كردستان بوده اند كه به صورت تصادفي انتخاب شده اند.روش تحقيق پيمايشي و تكنيك گردآوري اطلاعات پرسشنامه بوده است.از جداول يك و دوبعدي و محاسبات آماري براي توصيف و تبيين بهره گيري شده است. نتايج پژوهش نشان مي دهد افرادي كه در رده هاي پايين اجتماعي به لحاظ شغل،تحصيلات،درآمدو...قرار دارند به دنبال فرايند ديگري براي جبران بوده و به سمت شركت در گروههاي منحرف و مجرم كه از ابزار غير مشروع براي دستيابي به همان موقعيتها استفاده مي كنند.سوق مي يابند.از طرف ديگر ،اين افراد در فرايند انطباق با ارزشها و هنجارهاي اجتماعي به ناچار بايد هزينه بيشتري بپردازند كه به واسطه توقعات و انتظارات ناچيز ديگران از آنها معني پيدا كرده است.در اين فرايند فرد در چارچوب گروه هاي منحرف اجتماعي،باز اجتماعي شدن را تجربه مي كند و در ارتباطات متقابل رفتار انحرافي خود را بروز مي دهد.اطرافيان و خانواده به وضع فعلي او عادت كرده و در برابر رفتارهاي انحرافياو بي تفاوت و سهل گيري مي شوند.قبح زندان شكسته و ارتباط با دوستان منحرف به او آرامش مي دهد.بدين ترتيب شبكه ارتباطات او با سارقان،مال خران و واسطه ها گسترده ترشد و شيوه نوين زيستن را مي آموزد.بنابراين اگر علل بيروني فرد را به سمت سرقت اوليه سوق داده ،در همان حال ،برخي عوامل بر روي او فشار وارد كرده كه از انحراف دوري كند اما در دفعات بعد عوامل تشديد كننده جديد او را به سمت موفقيت بيشتر در سرقت سوقمي دهد. بنابراين سارقين وارد دنياي جديد اجتماعي به مثابه يك سيستم اجتماعي مي شوند كه بروز آن سارقان هستند .پس،اگر قرار است با سرقت مبارزه شود به جاي مبارزه با سارق و همزمان با آن ،بايد به اصلاح و بازسازي سيستمي اجتماعي همت گماشته كه سارق ساز است. 

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.