بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: علل اجتماعي - اقتصادي فقر

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: آبان 1369


سمينار: سمينار فقر و فقرزدايي -اولين 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): پرويز صالحي , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي: كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: فقر در وجه اقتصادي به معني عدم برخورداري از حداقل امكانات معاش مي باشد. فقر مطلقمقوله اي است فراتر از كمبود درآمد كه درآن سوء تغذيه ، كمبود بهداشت و فقدان آموزش نيز مورد نظر باشد. فقر به دو بخش عمده تقسيم مي شود. 1- فقر موردي كه در جوامع مرفه بطور موردي است. 2- فقر عمومي كه در كشورهاي توسعه نيافته و يا در حال توسعه وجود دارد كه بيشتر گريبانگير روستائيان است. در بررسي نظريات اصلي موجود درباره علل فقر به 3 نظريه ذيل بر مي خوريم. 1- تضاد بين جوامع شهري و روستائي ، صاحبنظران اين تضاد را نتيجه استفاده از پيشرفتهاي فني و علمي و صنايع ميدانند كه چهره شهرها را عوض كرده و آنها را غني مي نمايد. در حاليكه چهره روستاها ويران و فقير باقي مانده و دراثر كوچ روستائيان فقيرتر هممي شود. اين نظريه كه بصورت تئوري مدرنيراسيون هم نامگذاري مي شود در حالتي وسيع تفاوت بينجوامع صنعتي و پيشرفته را با جوامع توسعه نيافته يا در حال توسعه تعيين مي كند كهاين اختلاف در بعد ديگري به تفاوت بين جامعه شهري و روستايي و بيان اختلاف بين دو سيستم اجتماعي اقتصادي، فوداليسم و سرمايه داري ميرسد از طرفي اين سئوال مطرح مي شودكه آيا در كشورهاي پيشرفته كه كشاورزي به بخشي از صنابع مبدل شده اند فقر وجود دارد؟ و در صورت وجود موردي است يا عمومي 2- تئوري تضاد بين منافع داخلي و خارجي ، در اين نظريه كه در بعدي وسيع شامل نظريهاول ميشود علت فقر را مردم خود يك كشور ميدانند. دراين تحليل مساله آموزش و ضعف آن، عدم وجود امكانات ضروري براي ملتهاي فقير و در نهايت به ضعف هوش و استعداد مردم يك كشور و بالاخره تفاوتهاي نژادي منجر مي شود كه فقر روز افزون ملتهاي فقير مانند يك دور باطل (فقرمادي- فقر فرهنگي- فقر مادي) نشان داده شود جهت مبارزه و تعديل اينمشكل (نه از بين بردن آن) كمك و دخالت خارجي و آوردن تكنولوژي و صنايع مطرح مي شودو نظريه مبارزه با فقرا از خارج رواج مي يابد. 3- نظريه سوم علت فقر را سرمايه داري در دوران رشد و تعالي آن ميداند كه با خود وبعلت نياز به بازار فروش تسلط ، استعمار(نو وكهنه) واستثمار و شيوه هاي گوناگون استثمار را مطرح مي نمايد. دراين نظريه به مساله اصلي تضاد بين كار و سرمايه اشاره مي شود كه سرمايه مالكيت خصوصي دارد و كار به كالائي براي توليد سرمايه مبدل مي شود و عليرغم خصوصي بودن سرمايه توليد خصلت جمعي دارد. در همين نظريه است كه به ويژگيهاي خاص سرمايه داري پيشرفته اشاره مي شود كه كشورهاي پيشرفته سرمايه داري را مي سازد كه از نظر ثروت و پيشرفت صنعتي و لامحاله اجتماعي توسعه يافته اند اما هنوز درآنها در حدي تقريباً عمومي است و اختلاف بين فقير و غني از بعد عظيمي برخودار است و توده هاي فقير مردم با وجود اينكه سازنده ثروت اجتماعي هستند ازآن برخوردار نيستند. فقر مادي و مالي لامحاله در كشورهاي فقير با خود فقر فرهنگي ، به معناي عام كلمه را بدنبال مي آورد كه بطور اخص در فقر بهداشتي، فقرآموزشي، فقر سياسي و ... تجلي مييابد. 

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.