بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: فرهنگ فقر و وجداني سازي و آموزش

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: مرداد 1377


سمينار:  

تحقيق:

  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): سيداحمد موثقي , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي: نشريه كار و جامعه 

نشريه خارجي:

محل دستيابي: كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي  

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: قسمت دوم و آخر مقدمه دستيابي به باطني و وجداني سازي شايد بتوان مفهوم وجداني سازي را بيشتر پالايش نمود و قاعده ظريف تر و تكامل يافتهتري را به وجود آورد ولي چنين كاري را بهتر است بعدها انجام دهيم، زيرا ظرافت و كمال ضرورتا" امكان پذيري و عملي بودن مفهوم را بيشتر تسهيل نمي كند. پاسخ به سوال ((چگونه وجداني سازي را به وجود آوريم؟))، دشوار است. نهادها و ابزارهايي كه مي توانند سهم و مشاركت با ارزشي در اين روند داشته باشند، تحت كنترل صاحبان منافع متضاد، يا منافعي قرار دارند كه به طور مساعد و مطلوبي در جهت ارتقا سهم و بهره مردم فقير ومنكوب شده نيستند. آنها ممكن است از ملزومات و پيامدهاي احتمالي برنامه وجداني سازي ابتكاري بترسند و از انتخاب آن پرهيز كنند. نظام آموزشي مدرسه اي با حفظ وضع موجود وفق داده شده است. همان طور كه ايوان ايليچ(1971) به طرزي تند و نيشدار يادآور شده است، روند آموزش در مدارس، توليد محصولي را هدف قرار داده است كه براي جامعه مصرفي و در تناسب با جاهاي خالي از پيش تعيين شده - نقش ها و منزلتها - در نظام اجتماعي بسته بندي مي شود. چنين روندي نمي تواند موجب ترويج و ارتقاء عدم مصرف گرايي شود و به تغييرات اساسي در نظام اجتماعي بينجامد.بدتر از آن كه، صرفنظر از فاصله زيادي كه از آموزش و پرورش براي وجداني سازي داريم، هنوز آموزش و برورش كارا و موثر براي محصلين نسل اول نداريم كه موضوع تحصيلي معمولي آنان را پوشش دهد. برخي حركتهاي تعليم و تربيتي راديكالي صورت گرفته است. با اينوجود سوال اين است كه آيا قدرتهاي موجود اجازه ظهور و بروز آنها را خواهند داد؟ رسانه هاي جمعي اميدها و انتظاراتي را كه از آنها در رابطه با سياستگذاري ها و اهداف آموزشي مي رفت، برآورد نكرده اند. سينما و تلويزيون به جاي اين كه وسايل آموزش توده اي اصيل و حقيقي باشند، به وسايل سرگرمي دور كننده از واقعيات تبديل شده اند. هنگامي كه ساير رسانه ها هم تحت كنترل صاحبان منافع تجاري قرار مي گيرند، طبيعي استكه در خدمت منافع اربابانشان باشند، زمانيكه تحت كنترل دولت قرار دارند، به عنوان مدافعين و سخنگويان كساني عمل مي كنند كه مناصب قدرت را اشغال كرده اند. افزون بر اينها، مسئله بهره برداري موثر و شايسته از اين رسانه ها، بيشتر جنبه فرضي و پنداري دارد، زيرا تا جايي كه مردم فقير مورد نظر هستند، رسانه ها بيشتر رسانه هاي طبقاتي هستند تا رسانه هاي جمعي، اين مطلب در مورد روزنامه ها هم صادق است. صاحبان منافع كنترل كننده، خطوط راهنماي سياستگذاري آنها را تعيين مي كنند. با اين وجود، در شرايطكنوني كه بيسوادي توده اي و انبوه غالب است (حداقل تا زماني كه چنين است) روزنامه ها ربط و مناسبتي ندارند، زيرا تاثير توده اي شان در حد پاييني قرار دارد. طي مراحليآهسته و ملايم مي توان تغيير جهت جديدي به سياستگذاريهاي مربوط به ارتباطات در كشورهاي با درآمد پائين داد، ولي جاي ترديد است كه اين كار خيز و جهش بزرگي به جلو و به سوي وجداني سازي اصيل و حقيقي در كوتاه مدت ايجاد كند. اين مقاله در ادامه محورهاي زير را مورد بررسي قرار داده است. آموزشي ديگر اقدام مثبت فرازهايي از مقاله داعيه قوي اين است كه در جهت منافع گسترده تر و دراز مدت جامعه، مداخله دولت به نفع باطني و وجداني سازي ضروري و مطلوب است. اگر نيات و مقاصد در رابطه با نظم اجتماعي جديد صادقانه باشد، وجداني سازي ضروري است و حكومتهاي جهان سوم بايد آن را به رسميت بشناسد. وجداني سازي و آموزش بايد دو روي يك سكه باشند. يكي را نمي توان از ديگري جدا كردو تا زماني كه اين دو به طور همزمان با نيل به هدف توسعه پيوند زده نشوند، پيشرفت همراه با عدالت همچنان از ما گريزان خواهد بود. تجربه اكثر كشورهاي جهان سوم اين است كه بخش زيادي از منافع حاصل از توسعه در انحصار افراد قدرتمند و متنفذ درآمده و به آنها اختصاص يافته است، نيازمندترين افراد مجبور بوده اند تنها به منافع اسمي قناعت كنند. علت اين است كه نهادهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي به نفع قشر نازك بالاي جامعه سنگيني مي كند. برابري در فرصتهاي اقتصادي كه به عنوان رقابت آزاد تلقي مي شود، اگر تعادل را در عمل به نفع ثروتمندان در مقابل فقيران بيشتر بر هم نزند، دست كم وضع موجود را تداوممي بخشد. با نقش كمتر دادن به گرايشي كه بر يادگيري آكادميك تاكيد مي ورزد، آموزش بايد به امور زنده و با روح و عرصه هاي حياتي زندگي مردم ربط داده شود. 

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.