بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: مقاله اي پيرامون " فقر"

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: آبان 1369


سمينار: سمينار فقر و فقرزدايي -اولين 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): ناصر آقاعليخاني , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي: كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: در اين مقاله كه بالغ بر 70 صفحه ميباشد نويسنده بطور مشروح به بيان ملاكهاي تشخيصكشور فقير از كشور غني و عناصر تركيبي توسعه پرداخته است و سپس ضمن بررسي تاريخ ايران از زمان استعمار تا كنون، عوامل ايجاد فقر در كشور و شاخصهاي فرهنگ فقر را بيانكرده و آنگاه به روشهاي فقرزدائي پرداخته است كه در خلاصه زير به رئوس مطالب ميپردازيم. فقر چون ساير پديده هاي اجتماعي زماني قابل لمس وتجزيه و تحليل است كه آنرا با پديده غنا و ثروت بسنجيم و در اين مقاله دو بحث اساسي ميباشد يكي ملاكهاي تشخيص كشور فقير و كشور غني دوم بررسي فقر در كشور ما و وضعيت آن در جهان در قياس با ساير كشورها. در روي كره خاكي دو جهان ثروتمند يعني غرب (امريكا) و شرق (روسيه) وجود دارد. كشورهاي ديگر كه مستقيم و غير مستقيم به آن كشورها وابستگي دارند عموماً جز كشورهاي فقير يا در حال رشد هستند. در بررسي ملاك تعريف كشور كم رشد يا عقب مانده به اين نتيجه ميرسيم كه مسئله تغذيهدر كشورهاي جهان سوم يا عقب افتاده ملاك اصلي است. از طرفي ميتوانيم بگوئيم كشور پيشرفته كشوري است كه داراي اين مشخصه ها باشد" پائين بودن ميزان مرگ و مير، رشد اقتصادي بطريق فعل و انفعالي، كنترل مهاجرت، پايين بودن رشد جمعيت، بالا بودن بهداشت وتغذيه ، پائين بودن بيكاري، پيشرفت شرايط زندگي اجتماعي زن و عدم فعاليت اقتصادي كودكان." كشوري كه از نظر درآمد ملي، درآمد سرانه اش بالاي 200 دلار در سال است كشور توسعهيافته ميگويند. جي بي كول عقيده دارد عناصر تركيبي توسعه عبارتند از : جمعيت انساني، منابع طبيعي،وسائل توليد، فرآورده ها، حلقه هاي ارتباطي، سازمان كه ابرقدرتها با شناخت اين عناصر ششگانه سعي در نگهداشتن تعدادي ازآنها در يد قدرت خود بوده اند. با نگاهي با تاريخ ايران از زمان مظفرالدين شاه ميبينيم دست قدرتهاي بزرگ چون انگليس، شوروي ، امريكا همچنان در اين كشور بوده بطوريكه امريكا كه در سال 1332 وارد ايران شد اولين حلقه زنجير استعمارش نفت و دومين آن اصلاحات ارضي بوده و اين باعث فقرو وابستگي ايران گرديد و در نتيجه ايران در زمان شاه يك كشور عقب مانده و فقير محسوب مي شد در 22 بهمن 1357 طومار جنايتهاي شاه و ايادي اش در هم پاشيد ليكن در مرحلهاول ايران به فقر كشيده شده بود و از طرفي امريكا كه منافعش به خطر افتاده بود باترفندهاي ايران را گرفتار جنگي 8 ساله نمود و در حال حاضر ميبينيم ايران منهاي فقرگذشته دچار بحران شديد اقتصادي واجتماعي ميباشد در جهت حل اين مشكلات ضروري است كهبا برنامه ريزي مدون علمي و اقتصادي در لواي مبارزه با محتكران و قرار دادن وسائل اصلي توليد در اختيار تمام جامعه و ايجاد نهادهائي جهت توليد كنندگان و تشويق به تهيه و اجراي برنامه هاي اقتصادي به سلسله فعاليتاي زير اقدام نمايد تا جامعه را از ركود و سكون برهاند كه عبارتند از : نوسازي فرهنگي- نوسازي حكومت و سياست- نوسازي اقتصاد- نوسازي جامعه و فرهنگ بنظر مي رسد كه فرهنگ فقر بيشتر در جوامعي رشد و توسعه ميابد كه داراي شرايط زير باشند : 1- اقتصاد مبني بر داد و ستد نقدي يعني كار براي مزد 2- نبودن كار يا نامناسب بودن آن براي كساني كه حرفه يا مهارت ويژه اي ندارند. 3- پائين بودن مزدها 4- نبودن سازمانهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي مورد نياز براي انجام مور مردمي كه درآمد اندك دارند. 5- روابط خويشاوندي دو سويه به جاي روابط يك سويه 6- وجود طرز تفكر و ارزشهائي در ميان طبقات حاكم كه ثروت اندوزي را تقويت م يكند همچنين فرهنگ فقر در سطح جامعه، خانواده و بطور فردي داراي ويژگيهائي مي باشند. لذا براي از ميان برداشتن فقر بايد دگرگوني اساسي و ريشه اي در ساخت جامعه پديد آورد و منابع اقتصادي و اجتماعي را به گونه اي عادلانه توزيع كرد. نظر به اينكه طبقاتديگر اجتماعي گرايش به دگرگونيهاي اساسي وتوزيع دوباره منابع اقتصادي ندارند بنابراين يگانه راه رسيدن به اين دگرگونيها انجام عمليات انقلابي از سوي طبقه فقير است.مشكل فقر نهايتاً مرتبط با انسان است و منهاي ايعاد اقتصادي بعد ايدئولوژيكي نيز دارد چنانچه انسان فقط در بعد سرمايه داري به فقر كشيده نمي شود انسان ماركسيست هم فقير مي شود و مي بينيم مدعيان اين دو مكتب يعني غرب و شرق هيچكدام تا كنون راه نجاتيبراي انسان فقرزده باز نكرده است. سومين مدعي اومانيسم اگزيستانسياليسم است كه تابه حال بر جامعه اي حكومت نداشته است. اما چهارمين جريان فكري بزرگ از اين هر سه ريشه دارتر و كهن تر است و آن جهان بيني مذهبي است ازآنرو كه هر مذهبي اساس دعوت خودرا هدايت انسان براي رستگاري نهائي اعلام مي كند و مكتب اسلام با ارائه قوانين كاملدر همه ابعاد فردي خانوادگي اجتماعي تاكيد بر اجراي عدالت اقتصادي و اجتماعي در جامعه را دارد. اسلام در رابطهبا مالكيت و كنترل ثر 

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.