بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: بررسي سبك زندگي معتادين شهر زواره در سال 1380

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: آبان 1381


سمينار: همايش سراسري اعتياد چالشها و درمانها 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): عبدالله اميدي مربي كارشناسي ارشد روانشناسي باليني , ساير آثار   فاطمه حسيني مربي كارشناسي ارشد آموزش و پرورش , ساير آثار   فاطمه عصاريان استاديار دكتري تخصصي روانپزشكي , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي: كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه: سبك زندگي,اعتياد,شهر زواره 

چكيده: مقدمه: اعتياد به مواد مخدر چيزي بيش از مصرف مواد است، چنانكه مي توان از شخصيت، سبك زندگي، روابط اجتماعي و رفتارهاي اعتيادي صحبت كرد. معتادين همانند سايرين در زندگي خود تصميم ها، عادات، و رفتارهايي دارند كه به شدت در آنها تثبيت شده و ممكن است نه تنها براي يك زندگي و خانواده سالم مضر باشند بلكه در دوام و عود اعتياد پس ازترك نقش موثري ايفاء كنند. كاسترو (1989)، كلمن و همكاران (1986)، به شيوه هاي زندگي نا سالم، مقاومت در تغيير، مفهوم شكست، ارزشهاي مذهبي و خانوادگي و همچنين رنه گاراد (2001) به مفهوم جامعه پذيري خرد، (Micro Socialization) كه اشاره به يك پارهفرهنگ و اجتماع كوچكتر در درون جامعه دارد، اشاره مي كنند و جملگي بر اين اعتقادندكه درمان فرد معتاد فراتر از جنبه هاي نوروبيولوژيكي-شيميايي و همچنين روان درمانيفردي است. اهداف: در مطالعه حاضر هدف كلي تعيين سبك زندگي در ميان معتادين شهر زوار در سال 1380 بوده كه بر اساس متغيرهايي چون سن، نوع اعتياد، ميزان تحصيلات، سابقه اعتياد، و... بررسي هاي مورد نظر انجام شده است. روش اجراء: مطالعه به روش توصيفي، با روش نمونه گيري داوطلبانه با حجم نمونه 100 نفر در محدوده سني 19 تا 52 سال انجام شده است. كه با همكاري ستاد مبارزه با مواد مخدر و همچنين خانواده هاي داوطلب، با مراجعه به منازل و يا محل كار آنها اطلاعات توسط چك ليست محقق ساخته جمع آوري شده اند. ابزار مورد نظر بر اساس رفتارهاي غلط بهداشتي ارائه شده توسط شريدان، 1995 تهيه گرديده است. نتايج: داده ها، اطلاعات جالب توجهي را نشان مي دهند، نظير: بيشترين تعداد معتادين(16%) در گروه سني 25-22 سال هستند، حدود 30%، 4 ساعت يا بيشتر خواب روزانه دارند،حدود 32% داراي كم خوابي شبانه هستند، 78% آنها هيچ مطالعه ندارند، 54% ابدا وقتگذراني با خانواده ندارند، 94% اصلا به ورزش نمي پردازند، حدود 92% آنها بين 6-3 ساعت از اوقات خود را با دوستان سپري مي كنند، 64% از مسواك استفاده نمي كنند و ... بحث و نتيجه گيري: با توجه به داده هاي اين مطالعه و ساير پروژه هاي انجام شده، مشخص مي گردد كه افراد وابسته به مواد مخدر شخصيت، عادات، طرز تلقي ها، رفتارها و سبكزندگي خاص خود را دارند. پژوهش اورنگ (1367) نيز اشاره به اين دارد كه معتادين بيشترين اوقات خود را با دوستان بجاي افراد خانواده، سپري مي كنند. همچنين رفتارهايي چون عدم تمرينات ورزشي، نظافت ناكافي(حمام هفتگي و حتي دو هفته يكبار، عادات غذايي نا منظم) نيز بنظر مي رسد كه در سبك زندگي بسياري از معتادين مشترك مي باشد. بطور كلي، هر گونه مداخله در كاهش اعتياد در جامعه (اعم از دارويي، غير دارويي، وحتي انتظامي) بايد مبني بر شناخت شخصيت، فرهنگ و سبك زندگي باشد، چرا كه اعتياد يامعناي دقيقتر آن وابستگي دارويي تاثير متقابل با شخصيت و نحوه زندگي اين افراد دارد، و درمان نه تنها فردي بلكه بايد بر اساس پاره فرهنگي باشد كه بر اساس آن در فرهنگكلان جامعه زندگي مي كنند. البته اين مطالعه مي تواند مقدمه اي از يك مطالعه تحليلي و مقايسه با افراد عادي جامعه باشد. 

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.