بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: ميهمانان، مهاجران، اقليتها

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: 1372


سمينار:  

تحقيق:

  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): ريوا كاستوريانو , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي: پيام يونسكو 

نشريه خارجي:

محل دستيابي: كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: مقدمه دولتهاي ملي امروزي كه بر يك ايدئولوژي فراگير استوار شده اند، مفهوم شهروند را براي آن ابداع كردند كه كليه مردم را به عنوان افرادي با حقوق مساوي و صرف نظر از جوامعي كه بدان تعلق دارند، دربرگيرد. اما تنوعات فرهنگي، زباني و مذهبي جوامع امروزيهمچنان باقي مانده و به جايي رسيده است كه مفهوم اقليت دوباره ظاهر گشته است. اصطلاح اقليت به جامعه اي اشاره دارد كه خود را بر محور هويتي متفاوت از جامعه بهعنوان يك كل سازمان مي دهد، اين تفاوت را علنا" بيان مي كند و خواستار به رسميت شناخته شدن آن مي شود. اين اقليتها ممكن است مذهبي، ملي يا قومي باشند. اقليتهاي ملي خواستار شناسايي قلمروي متعلق با خود در متن دولت ملي هستند. اقليتهاي منطقه اي دعاوي معيني مطرح مي كنند كه از موقعيت جغرافيايي آنها ناشي مي شود. تعريف دقيق اقليتهاي قومي دشوارتر است، زيرا آنها واجد ويژگيهاي مضاعف جامعه فرهنگي و طبقه اجتماعي اند. براي مثال در ايالات متحده، علي رغم تنوعات فرهنگي كه كشور بر آن استوار است مردميكه نه تنها به خاطر منشا قومي، نژادي، ملي يا مذهبي، بلكه همچنين به خاطر طبقه اجتماعي خود در محروميت به سر مي برند، اقليت ناميده مي شوند. در اروپا، مهاجرت گسترده اي كه از دهه 60 به اين طرف در آن رخ داد وضعيت مشابهي پديد آورده است. اما برخلاف روشي كه در ايالات متحده عمل مي شود، جمعيت مهاجر اروپا را اقليت نمي نامند، بلكه در فرانسه ايميگره (مهاجران) و در آلمان و سوئيس گاست آربايتر (كارگران ميهمان) مي خوانند. در پشت تفاوتهايي كه در نامها و اصطلاحات مشاهده مي شود و از تاثير تفكر ملي بر موضوع حكايت مي كند، نوعي هماهنگي ميان مهاجرت در اروپا و سياستهاي اذغام مشاهده مي شود. مهاجرت در اروپا، از تلاشهايي كه براي بازسازي اقتصادي قاره پس از سالها جنگ و ركود به عمل مي آمد، زاده شد. برخي دولتها نظير آلمان موافقت نامه هاي دو جانبه اي باكشورهاي حوزه مديترانه امضا كردند. ديگران نظير فرانسه، انگلستان و هلند درهاي خودرا به روي مردم مستعمرات سابق خود گشودند. برخي نظير آلمان سياست ويژه اي در مورد مهاجرت تصويب كردند. ديگران، نظير فرانسه و انگلستان تلويجا" پذيرفتند كه كارگران خارجي براي مدتي در آنجا اقامت كنند. خود كارگران مهاجر نيز فرصتي در مقابل خود ديدندكه به كمك آن بتوانند از پلكان اجتماعي در موطن خود صعود كنند. هر دو طرف اين جنبشمهاجرتي را كه از انگيزه اي اقتصادي برخوردار بود به عنوان يك تدبير موقت در نظر مي گرفتند. امروز اين واقعيت كه مهاجران و خانواده هايشان به طور دائم در كشورهاي مختلف اقامتمي يابند به موازات اشكال ادغام كه از گروهي به گروه ديگر و از كشوري به كشور ديگرتفاوت دارد، عمل مي كند. شيوه اي كه جوامع مهاجر خود را بدان وسيله سازمان مي دهندشديدا" تحت تاثير پيوندهاي تاريخي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي ميان كشور خاستگاه و كشور ميزبان قرار دارد. حتي در اين صورت نيز مي توان الگوهاي مشتركي را تشخيص داد. در هر كشور مهاجران در تلاش براي كسب حقوق برابر در مورد شغل و مسكن بسيج مي شوند. آنها عليه تبعيض مبارزه مي كنند، عليه نژادپرستي اعتراض مي كنند و مي كوشند با كسب نوعي نمايندگان سياسي احترام و رسميت بيابند. اين مقاله در ادامه محور زير را مورد بحث قرار داده است. علائق مشترك  

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.