بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: بررسي و تعيين حقوق خانمهاي يائسه از ديدگاه پزشكي اجتماعي

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: 1379


سمينار: سمينار حقوق مددجو 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): ميترا تدين , ساير آثار   پروين سليماني , ساير آثار   زهرا عباسپور , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي:  

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: يائسگي به دوران بعد از آخرين قاعدگي يك زن اطلاق مي شود. يائسگي به اين علت اتفاقمي افتد كه استروژن كافي براي حفظ پاسخ بافتي به شيوه فعال فيزيولوژيك ساخته نمي شود. در اغلب زنان، يائسگي بين سنين 50 تا 55 سالگي اتفاق مي افتد و سن متوسط آن 51 سالگي است. ولي بعضي از زنان با رسيدن به دهه چهارم زندگي يائسه ميشوند در حالي كه تعداد كمي تا سنين 60 سالگي نيز قاعده مي شوند در جوامع غربي حدود 13 تا 15% از جمعيت را زنان يائسه (بالاي 50 سال) تشكيل مي دهند. و در صورتي كه زني به سن 50 سالگي برسد مي تواند انتظار داشته باشد كه حدود 30 سال ديگر از زندگي خود را در وضعيت كمبود استروژن بگذارند، كه در خلال اين مدت تعداد فزاينده اي از مشكلات مربوط بههورمونهاي جنسي را خواهد داشت. اين مشكلات نه تنها باعث ايجاد ديسترس و ناتواني قابل توجهي براي زن مي شود، بلكه فشاري را به منابع اندك سيستم سيستم مراقبتهاي بهداشتي اعمال مي كند به طوري كه اين زنان در اسكانديناوي 70% از بودجه، و در استراليا 28% از كل بودجه مراقبتهاي بهداشتي را مصرف مي نمايند. بنابراين هر گونه كاهشي در شيوع بيماريها در اين زنان اثرات چشمگيري بر كاهش كل هزينه هاي بهداشتي خواهد داشت. سرجميزاسترلينگ راس مي گويد: پيري خوب نمي شود ولي مي توان آنرا حفظ كرد، ارتقا داد وگسترده تر كرد، اين گفته ها در واقع پايه هاي اساسي پيشگيري را تشكيل مي دهند. بايد پيري را به عنوان يك پديده زيست شناختي هنجار و ناگريز به شمار آورد. بررسي عمليدگرگوني هاي جسمي و روان شناختي همواره با سالخوردگي را ژرونتولوژي (Gerontology) مي نامند، و مراقبت از سالخوردگان را ژرونتولوژي باليني گويند. يك جنبه ديگر از بررسي دوران پيري ژرونتولوژي اجتماعي (Sociol Gerontology) است. اين اصطلاح از يك سو بهخاطر ايجاد بينش اجتماعي انساني و از سوي ديگر به خاطر دشواريهاي حاصله از افزايششمار سالخوردگان وضع شده است. دشواريهاي روان شناختي دوران پيري شامل دگرگوني در زندگي و برخي از تغييرات هوشي سالخوردگي هستند. اختلالات عاطفي ناشي از ناسازگاري هاي اجتماعي در اين افراد است. ناتواني در انطباق با پديده سالمندي مي تواند منجر به تلخي، درخود رفتگي، افسردگي، بيقراري از زندگيو حتي خودكشي شود. بالا رفتن سن جمعيت، هم يك دشواري پزشكي و هم اجتماعي است. در نتيجه بالا رفتن شمار پيران نخست درخواست براي خدمات پزشكي از طرف جامعه افزايش مي يابد. و اين امر كهجامعه بايد نيازهاي بازنشستگان و خدمات پزشكي اجتماعي را تامين كند بهاي سنگين بر جامعه تحميل مي نمايد. تدابير لازم براي ارتقاء بهداشت پيران عبارتند از : مسكن خوب، رژيم غذايي متعادل،كاستن از فشارهاي بدني و رواني، برخي فعاليتهاي هوشي، خدمات كارساز، بهزيستي مناسببراي سالخوردگان (مانند دسترسي به باشگاهها مهمان پذيرها و خانه هاي سالمندان)، تدابير پيشگيري اختصاصي شامل پرهيز از جراجات، افتادن برزمين، مراقبت با رژيم غذايي و... مي باشد. به منظور تشخيص زودرس و درمان بيماري هاي اجتماعي، با ارائه تدابير بهزيستي اجتماعي، بايد مراقبت فراواني از سالخوردگان به عمل آيد. اين اقدامات شامل :افزايش حقوق بازنشستگي، تدارك خدمات بهداشتي به صورت بازديد از منزل، كمكهاي ماليو خانه هاي مردمي براي سالمندان مي باشد. كه اين خدمات دولتها، تضمين مي كند كه كساني كه در گذشته به هنگام انجام خدمت بخوبي كار كرده اند در سالهاي بازنشستگي دچار نگراني، نيازمندي و سربار ديگران نباشند.  

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.