بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: كيفيت زندگي : رفاه انساني و عدالت اجتماعي

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: 1381


سمينار:  

تحقيق:

  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): حسين حاتمي نژاد , ساير آثار   حكمت شاهي اردبيلي , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي: اطلاعات سياسي اقتصادي 

نشريه خارجي:

محل دستيابي:  

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: مقدمه توجه دانش جغرافيا به ((كيفيت زندگي)) و مفاهيم مربوط به آن به اواخر دهه 1960 برمي گردد. اين به معناي آن نيست كه جغرافياي انساني پيش از آن نسبت به ((كيفيت زندگي)) به طور كامل بي اعتنا بوده است، بلكه صرفا" منظور آن است كه دلمشغولي سنتي جغرافيا به مفاهيمي چون منابع طبيعي، توليد و ويژگيهاي جمعيتي بر هر گونه توجه به ((مصرف)) در مفهوم وسيع كلمه مسلط بوده است. وجود شيوه هاي گوناگون معيشت در مكانهاي مختلف، محور مركزي جهان بيني جغرافيدانان را تشكيل مي داد. ولي معمولا" از هر گونه مقايسه كيفي صريح پرهيز مي شد. آنچه كه در مورد جغرافياي روشمند اجتماعي (يا جغرافياي راديكال) كه در اواخر دهه 1960 شكل گرفت جديد به شمار مي رفت توجه به عناويني چون فقر، بهداشت، گرسنگي، جرم و جنايت و آلودگي محيط زيست و سهم هر يك به عنوان شرايط متغير فضايي در كيفيت عمومي زندگي مردم بود كه تا آن زمان مورد غفلت واقع شده بود (Simith, 1973). كانون توجه جغرافياي انساني بعدها تغيير كرد. شناخت تجربي تفاوتهاي فضايي موجود ازحيث جنبه هاي كيفي زندگي و سنت بازشناسي الگوها، تحت الشعاع ديدگاهي ساختار گرايانه قرار گرفت كه فرايندهاي موجود در وراي جلوه هاي فضايي نابرابري يا توسعه ناموزونرا مورد مداقه قرار مي داد. بتازگي با احياي جغرافياي فرهنگي توجه به تجربه خاص گروههاي محروم يا حاشيه نشين در جامعه افزايش يافته است. چنين گروههايي با ويژگي هايي چون نژاد، قوميت و جنس (زن و مرد) مشخص مي شوند. اما در جهان متحول سدهبيست و يكم كه جوامع با ترتيبات نهادي جديد براي توزيع كالاها و خدمات كمياب دست به گريبانند بحث عدالت اجتماعي يا اخلاقي بودن نابرابري بخت زندگي افراد همچنان زندهاست. (Smith 1994). براي مقايسه كيفيت زندگي، مسائل و مشكلات فني و مفهومي زيادي وجود دارد. در بحث حاضر با گذر از مقولات عمومي و نشان دادن اينكه چگونه مي توان تفاوتهاي فضايي از حيثكيفيت زندگي را تشخيص داد، به موضوع عدالت اجتماعي مي رسيم. هدف اصلي، نشان دادن ملاك ها و روشهاي تحليلي است كه براي بخشيدن محتواي تجربي به كيفيت زندگي و مفاهيم مربوط به آن اتخاذ شده است. به طور كلي كيفيت زندگي مفهوم نامشخصي است و معني آن بستگي بسيار به بستري دارد كهدر آن مورد استفاده قرار مي گيرد. بر خلاف پديده هاي طبيعي مانند دما، اقليم يا تعداد جمعيت، كيفيت زندگي مستقيما" قابل مشاهده و اندازه گيري با ملاكهاي پذيرفته شده عموم نيست. بلكه يك انتزاع فكري است كه تمهيد شده است تا در نظر گرفتن چگونگي زندگي مردم را در چارچوب هايي تسهيل كند كه در آنها داوري درباره اينكه چه چيز مي تواند بهتر يا بدتر باشد مطرح مي شود. بنابراين، مشابه با مفاهيمي چون توسعه، رفاه و بهزيستي است. در واقع، تمامي اين اصلاحات به امر واحدي اشاره دارند. ممكن است برخي در يك نوشته مشخص معاني نسبتا" مشخص و متفاوتي پيدا كنند. براي مثال، ((رفاه))در علم اقتصاد كه متشكل از توزيع تمامي خوبها (و بدها) در ميان افراد مي شود و ((توسعه)) كه در متون توسعه تعاريف مشخص تر ولي البته متنوع تري دارد. گاهي ادعا مي شودكه ((كيفيت زندگي)) به خودي خود به ويژگي هاي ناملموس تر، شخصي و انفرادي اشاره دارد. اما خطاست اگر در جستجوي تمايزات بسيار ظريف و دقيق ميان اصطلاحات مرسوم در علوم انساني و پديده هاي ملموس تجربي باشيم. فرازهايي از مقاله در جهان متحول سده بيست و يكم كه جوامع با ترتيبات نهادي جديد براي توزيع كالاها وخدمات كمياب دست به گريبانند بحث عدالت اجتماعي يا اخلاقي بودن نابرابري بخت زندگيافراد همچنان زنده است. مقايسه كيفيت زندگي افراد يا گروههاي اجتماعي در حيطه علوم اجتماعي كه طبق فرض بايد فارغ از ارزش باشد قرار نمي گيرد. تاكيد فرانوگرايي بر تفاوت و پست شمردن امور جهانشمول استحكام بيشتري به ديدگاه نسبي گرايانه در مورد كيفيت زندگي بشر مي بخشد. صرف اينكه درصد بيشتري از آمريكاييان در مقايسه با بريتانياييها ممكن است زندگي شان را در حد ((خيلي خوب)) توصيف كنند، نمي تواند پايه رضايتبخشي باشد كه بر اساسآن نتيجه بگيريم زندگي در يك كشور واقعا" از كشور ديگر بهتر است. حتي ساده ترين تلاشها براي انجام مقايسه هاي بين المللي با استفاده از شاخصهاي متعدد از ارائه پاسخ واضح به اين پرسش كه زندگي در كجا بهترين، بهتر يا بدتر است ناكاممي ماند. در سطح يك كشور تفاهم بيشتري بر سر مولفه هاي يك زندگي خوب وجود دارد. در حالي كهدر كشورهاي مختلف، سنتهاي فرهنگي گوناگون نظرات متفاوتي ايجاد مي كنند. كيفيت زندگي هم فردي و هم اجتماعي است كه اين دو جنبه متقابلا" به هم وابسته اند.ممكن است سطوح فردي رضايتمندي از زندگي را اندازه بگيريم، اما اينكه نيازها چگونه برطرف مي شوند موضوعي صرفا" شخصي نيست يا بن 

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.