بانك مشکلات اجتماعي ايران

مقالات

تمام كلمات(And) حداقل يکي از كلمات(Or)

 

 

صفحه اول

تنظيمها

راهنما

ارتباط با ما

Iran Doc

HBI

 

 

 

 

 


مقالات  


عنوان فارسي: پديده مهاجرت و فرار مغزها : علل و جنبه هاي آسيب شناختي آن

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: 1381


سمينار:  

تحقيق:

  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): رضاعلي محسني , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه: 0 

نشريه داخلي: اطلاعات سياسي اقتصادي 

نشريه خارجي:

محل دستيابي:  

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: مقدمه درشد و توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به چهار عامل اساسي سرمايه، نيروي انساني،مواد خام و دانش و فن وابسته است. اگر كشورها را به دو دسته مركزي (metropol) و پيراموني (peripheral) تقسيم بندي كنيم بايد اذعان داشت كه كشورهاي پيراموني از چهارعامل ياد شده، عمدتا" مواد خام را دارا مي باشند. در اكثر اين دسته از كشورها انباشت سرمايه صورت نمي گيرد و آنها براي سرمايه گذاري دست به دامان شركت ها يابانك هاي خارجي مي شوند. از جهت دانش و فن، موسسات تحقيقاتي گوناگون در اين كشورهايا حضوري ندارند يا اگر هستند كار ابداعي و خلاقانه صورت نمي دهند. تحقيقات علمي دركشورهاي توسعه يافته تمركز يافته و مغزها را به خود جذب مي كند. از اين جهت رابطهميان تحقيق و توسعه (Research and Development) و توليد در كشورهاي پيراموني گسستهمي شود و سرانجام اين كشورها از حيث نيروي انساني به شدت دچار كمبود متخصص مي شوند. از مسائل جدي و حاد كشورهاي در حال توسعه (پيراموني)، مشكل ذخاير و سرمايه انسانياست. به گفته صاحب نظراني چون ((استفن هايم)) اگر يك كشور در حال توسعه بخواهد بطورجدي براي بالا بردن سطح زندگي مردم خود در بخش آموزش سرمايه گذاري كند چنانچهتحت فشار محيط خارجي نباشد احتمالا" مي تواند در داخل مرزهاي ملي از طريق تخصيص بهينه منابع در عمليات عملي آموزشي و پژوهشي سرمايه گذاري كند و مازاد توان آموزشي خود را به خارج بفروشد، اما در سيستم مركز - پيرامون، سرمايه گذاري روي تخصص هاي سطحبالا منجر به خلق تقاضاهايي مي شود كه چون در داخل برآوردني نيست به بيرون انتقال مي يابد و ما شاهد مهاجرت گسترده نيروهاي متخصص به سمت كشور متروپل هستيم. پديده شوم مهاجرت و فرار مغزها كه ذخائر و سرمايه هاي ملي را به خارج منتقل مي كند از مشكلات دائمي كشورهاي پيراموني و از علائم مشروط شدگي توسعه در آنهاست. از سوي ديگر، سرمايه گذاري در سرمايه انساني در كشورهاي در حال توسعه بسيار اندك بوده و اين وضعيت كم و بيش مانع رشد شده است. روشن است كه استفاده موثر از سرمايه فيزيكي به تنهايي نمي تواند به رشد سريع اقتصادي منجر شود. در عمل، مقادير زيادي از آن سرمايه مي تواند در بسياري از موقعيت ها استفاده اندكي داشته باشد. ظرفيت جذب سرمايه فيزيكي در اين وضعيت اندك است چون رشد كمي و كيفي سرمايه انساني بسياز كند بودهاست. كمبود سرمايه انساني (human capital) در برخي از كشورها حداقل تا حدي با بازگشت شهروندان يا شهروندان قبلي به كشور مبدا خويش قابل تخفيف است. با فرض كمبود حادسرمايه انساني در اكثر كشورهاي در حال توسعه، اين افت و كاهش نيروي انساني سطح بالا- كه معمولا" فرار مغزها (brain drain) ناميده مي شود - به يك مشكل جدي مبدل مي گردد (عسكري و سايرين، 18:1376). چنانچه مشكل يا مساله اجتماعي (social problem) را موقعيتي بدانيم كه بيشتر مردم آن را نامطلوب تلقي مي كنند و بر زندگي بسياري در فرايند كنش اجتماعي بطور مستقيم و غير مستقيم اثر مي گذارد و بيشتر مردم آن را احساس ميكنند و درخواست حل آن را دارند (آزادارمكي و بهار، 19:1377) بايد پذيرفت كه مهاجرتمتخصصان و دانشمندان به خارج از كشور تحت عنوان انتقال يا مهاجرت و به تعبير متداول فرار مغزها از كشورهاي پيراموني يا در حال توسعه به كشورهاي توسعه يافته يكي از مسائل عمده و حاد جوامع در حال گذار است. اين مقاله در چند صفحه به همراه جدول و نتيجه و منابع ارائه گرديده است.  

Web site comments to the webmaster
© 2003 University of Social Welfare & Rehabilitation. All rights reserved.